توسعه پایدار بخش کشاورزی و نگاه به آینده
توسعه پایدار بخش کشاورزی  و نگاه به آینده

توسعه پایدار بخش کشاورزی  و نگاه به آینده

با افزايش روزافزون جمعيت و نيازهاي فراوان آن از جمله غذا، كشاورزي به روش هاي ابتدايي و سنتي با بازدهي كم، ديگر جوابگوي اين نيازها نيست و این عامل موجب گسترش تولیدات کشاورز ی و تأثیرات سوء بر خاک و منابع پایه شده است . استفاده از کود و سموم دفع آفات علاوه بر آلوده سازی خاک و منابع آب های سطحی و زیرزمینی، باعث فرسایش ژنتیکی و انقراض گونه های جانوری و گیاهی نیز می شود . این فرایندها، تعادل های زیست محیطی و بومی را به تدریج بر هم می زند و پیامدهای خطرناکی را در پی دارد. بر این اساس، توسعه پایدار به منظور مدیریت و حفاظت از منابع پایه و معرفی و بکارگیری پیشرفت های فنی و ساختار تشکیلاتی مناسب در این زمینه، اقداماتی را توصیه می کند . در واقع نظام توسعه پایدار کشاورزی، یک نظام تولیدی است که بر شیوه های مدرن کشاورزی تکیه دارد و با استفاده از این شیوه ها و مدنظر قرار دادن مسائل زیست محیطی، به اقتصادی بودن و بازده تولید نیز توجه کافی می شود.
 
مقدمه
لغت پایدار برشرایط یکنواخت و با ثبات دلالت دارد. شرایط یکنواخت افق‌های دور دست را در بر می‌گیرد. عدم شناخت و اطلاعات کافی و فقدان تفاهم در مورد منابع، آب و هوای جهان و تنوع آن، تکنولوژی آینده، نقش مردم در کشاورزی و رابطه کشاورزی با محیط باعث شده است که پیش‌گویی در رابطه با آینده کشاورزی مشکل باشد.
 
کشاورزی پایدار نوعی کشاورزی است که در جهت منافع انسان بوده، کارایی بیشتری در استفاده از منابع دارد و با محیط در توازن است. به عبارتی کشاورزی پایدار باید از نظر اکولوژیکی مناسب، از نظر اقتصادی توجیه پذیر و از نظر اجتماعی مطلوب باشد. در دهه‌های اخیر همراه با گسترش تکنولوژی‎ تولید، مصرف جهانی موادشیمیایی به‌ ویژه در کشورهای در حال توسعه رشد چشمگیری داشته است، به‌نحوی‌که از دهه‌ی ۱۹۴۰ تا اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ تولید موادشیمیایی گوناگون ۳۴۰ برابر شده و میلیاردها تن موادی که تا آن زمان وجود نداشته یکباره در محیط آزاد شدند.
 
در چند سال اخیر با توجه به نگرانی از وجود مواد زیان آور در محصولات غذایی و خصوصیات بارز سیستم‌های ارگانیک و نکات مثبت این روش در مقایسه با کشاورزی مدرن، این نوع کشاورزی رایج شده است. کشاورزی ارگانیک برحفظ تعادل اکولوژیکی و تقویت فرآیندهای بیولوژیکی تا حد مطلوب تاکید دارد و اجرای آن باعث پایداری و توانایی اکوسیستم‌های زراعی در حفظ تولیدات، تولید ثابت با درنظرگرفتن شرایط محیطی، اقتصادی و مدیریتی معین، افزایش کاربری و نیروهای انسانی می‌شود.
 
با افزايش روزافزون جمعيت و نيازهاي فراوان آن از جمله غذا، كشاورزي به روش هاي ابتدايي و سنتي با بازدهي كم، ديگر جوابگوي اين نيازها نيست. در طي سال هاي گذشته با قطع درختان جنگلي و از بين بردن مراتع، سطح زيركشت افزايش يافت و با استفاده از تكنولوژي هاي صنعتي و روش هاي نوين كشاورزي تا حدودي توانسته بر اين نيازها غلبه كند. به كارگيري روش هاي شيميايي و مكانيكي هر چند توانست كشاورزي را رونق دهد، ولي جاذبه هاي منافع كوتاه مدت كشاورزي تجاري به سيستم حساس و آسيب پذير خاك، اين اجازه را نداد كه بگويد: چه مدت مي توان از اين روش كشاورزي استفاده كرد.
 
    در كشاورزي تجاري با استفاده بي رويه و نامتعادل از كودها و سموم كه تخريب خاك و از بين رفتن موجودات خاكزي را در پي داشت، توان توليد و حاصلخيزي خاك كاهش يافت و نتيجه اين روش كشاورزي، پايين آمدن كيفيت محصولات بود. در اواخر دهه 60 ميلادي با پيدا شدن سموم در زنجيره هاي غذايي و تجمع عناصر در خاك و آب هاي زيرزميني، به تبع آن بروز بيماري هاي مختلف در انسان، آگاهي مردم از اثرات استفاده از اين مواد شيميايي در كشاورزي افزايش يافت. در دهه ي 70 ميلادي قيمت نفت افزايش يافت و به دنبال آن بهاي نهاده هاي اصلي كشاورزي زياد شد. اين امر بيشتر سبب شد كه مردم به فكر فرو روند و احساس كنند كه منابع طبيعي زمين محدود و جايگزين كردن آنها كاري بس دشوار است.
 
    در سال هاي اخير براي نيل به حفظ حيات طبيعي، تنوع زيستي، پايداري منابع خاك و آب و حفظ محيط زيست، به كشاورزي از ديدگاه پايدار و ارگانيك نگاه شده است. كشاورزي پايدار براي حصول توليد در دراز مدت و سازگار با محيط، بر نهاده هاي كم انرژي و مقادير كم مواد شيميايي متكي است و در آن اثرات متقابل و فرايندهاي اكولوژيكي ضروري مي باشد كه نتيجه آن توليد محصول و غذاي سالم تر براي انسان است.
 
    
 
تفاوت بین کشاورزی پایدار و کشاورزی تجاری (نوین)
 
تفاوت كشاورزي پايدار با كشاورزي تجاري كه به صورت فشرده از نهاده هاي كشاورزي استفاده مي كنند، در اين است كه در كشاورزي پايدار بر ثبات عملكرد در طولاني مدت با حداقل تاثير بر محيط تاكيد مي شود، در حالي كه كشاورزي تجاري بر اهداف كوتاه مدت و حداكثر عملكرد متكي است. بايد به اين نكته توجه كرد كه كشاورزي پايدار به معني بازگشت به گذشته نيست، چرا كه با استفاده از علوم جديد بيولوژي به بالاترين ميزان و مناسب ترين روش توليد در كشاورزي رسيد. گر چه در بيشتر جوامع با قدرت و نفوذ سياسي شركت هاي توليدكننده مواد شيميايي و نفي اثرات ناهنجار استفاده از آنها در كشاورزي، در توسعه كشاورزي پايدار خللي ايجاد كرده است، ولي با پيگيري جوامع علمي و مردم در سياست دولت ها تغيير روشي مشاهده شده كه كنترل و حذف مصرف برخي از اين مواد شيميايي را در پي داشته است.
 
    به علت ناهنجاري هاي به وجود آمده در سيستم كشاورزي تجاري و صنعتي، جنبش كشاورزي پايدار مبتني بر اكولوژي زنده خاك شكل گرفته است و حركت هاي جهاني نشان مي دهد كه اين جنبش در حال گسترش مي باشد و اين تغييرات در كشورهاي توسعه يافته بيشتر مشاهده مي گردد.
 
    در كشاورزي پايدار دو اصل كليدي وجود دارد كه در آن استفاده از مواد شيميايي بخصوص آفت كش ها و كودها بايد به حداقل برسد و به مزرعه به صورت جامع نگريسته شود.  در حالت كلي يكي از منابع توليد محصولات كشاورزي خاك است و اكوسيستم خاك به طور طبيعي در جهت به حداقل رساندن حالت بي نظمي و جلوگيري از تغييرات شديد بلندمدت عمل مي كند و نتيجه ي آن حفظ ثبات درون زيستگاه است. بنابراين حفظ تعادل اكوسيستم خاك مستلزم مديريت عواملي است كه در جهت حمايت و تقويت جامعه زيستي خاك به كار رود.
 
    امروزه رويكرد جهاني به كشاورزي مبتني بر ساختارهاي زنده خاك است. در اين نوع كشاورزي به كار بردن فرآورده هاي بيولوژيك كه با طبيعت اكوسيستم خاك هماهنگ است، در اولويت قرار دارد و خاك به عنوان يك اكوسيستم پويا و فعال در نظر گرفته مي شود كه مواد و انرژي در آن جريان دارد و موجودات خاكزي و گياهان از اجراي اصلي آن محسوب مي شوند. اين موجودات خاكزي از عوامل اصلي تنظيم كننده زنجيره هاي غذايي و چرخه هاي حياتي روابط مفيد بين اجراي آن مي باشند. دانشمندان علوم گياهي و كشاورزي توجه خود را بيشتر به خطرات مصرف بيش از حد كودها و آفت كش هاي شيميايي و مسايل حفاظت خاك و آب و حفاظت از محيط زيست صرف كرده اند و به طور كلي بايد گفت: كشاورزي پايدار بايد از نظر اكولوژيكي مناسب، از نظر اقتصادي توجيه پذير و از نظر اجتماعي مطلوب باشد. كشاورزي پايدار از اهدافي است كه بايد هر چه سريعتر به آن دست يافت و با استمرار آن نياز به مواد شيميايي گران و مخرب را كمتر كرد و با حفاظت از محيط زيست، موجودات و سلامتي جوامع زيستي از طريق برنامه ريزي دقيق، كشاورزي پايدار را حاصل نمود تا نسل هاي آينده بتوانند از شرايط مناسب محيطي برخوردار شوند و از نعمت هاي آن بهره جويند.
 
از نظر سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، توسعه پایدار کشاورزی، الگویی از توسعه است که از زمین، آب و منابع ژنتیکی گیاهی و جانوری حفاظت کند، از لحاظ زیست محیطی بدون تخریب، از نظر فنی مناسب و بجا، از نظر اقتصادی معقول و معتبر و از نظر اجتماعی مقبول باشد. از جمله مهمترین معیارهای توسعه پایدار کشاورزی عبارت است از:
 
- تأمین نیازهای غذایی اساسی نسل حاضر و آینده از نظر کمّی و کیفی و در عین حال تأمین تولیدات کشاورزی؛
 
- ایجاد مشاغل دائمی، درآمد کافی و شرایط مناسب زندگی و کار برای کسانی که در فرآیند تولیدات کشاورزی اشتغال دارند؛
 
- حفظ و ارتقای ظرفیت تولیدی منابع طبیعی پایه و منابع تجدیدشونده بدون ایجاد اختلال در عملکرد چرخه های اساسی بوم شناختی و تعادل های طبیعی؛
 
- کاهش آسیب پذیری بخش کشاورزی نسبت به عوامل طبیعی، اقتصادی و اجتماعی و دیگر تهدیدها و تقویت خوداتکایی این بخش.
 
 
 
ظهور کشاورزی پایدار
 
به طور کلی (Sheferd 1998) معتقد است که در زمینه توسعه روستایی چهار تحول و پیشرفت نظری عمده صورت گرفته است که عبارتند از: 1- توسعه کشاورزی پایدار 2- نهادها و موسسات پایدار محلی 3- دگرگونی بنیادی در رهیافت های مبتنی بر پروﮊه 4- دیدگاههای مربوط به جنسيت.
 
همانطور که در بالا اشاره شد در بستر این تغییر پارادایم در توسعه روستایی بحث پایداری در کشاورزی حضوری جدی یافت ، بطوريكه امروزه يكي از جنبه هاي مهم در توسعه پايدار ، كشاورزي پايدار است . در زمینه کشاورزی علت اصلی ظهور پایداری را می توان در تاریخ اجرای برنامه های انقلاب سبز و کشاورزی مدرن و انتقادات وارد بر آن جستجو نمود . به طوریکه در اکثر قریب اتفاق مناطقي که در آنها فناوری های انقلاب سبز توليد را افزایش داده بوند ،اثرات زیست محیطی و اجتماعی معکوسی پدید آمده است.
 
 
 
تعاریف کشاورزی پایدار و تاریخچه آن
 
تلاشهای بسیاری برای تعریف پایداری به طور تجريدي صورت گرفته است. مفهوم كشاورزي پايدار از سال 1987 رايج شد، ولي قبل از آن نيز در دهه 1940 به صورت مترادف با اصطلاحاتي چون كشاورزي ارگانيك، طبيعي، اكولوژيك و كم نهاده بكار برده مي‌شد. البته مفهوم و مضمون توسعه پايدار كه كشاورزي پايدار نيز بخشي از آن محسوب مي شود تنها متعلق به دوران معاصر نيست. اما همانطور كه گفته شد واژه پايداري به دنبال پيامدهاي اقتصادي، اجتماعي و بالاخص زيست محيطي فعاليتهاي انسان مورد استفاده قرار گرفت. از هنگام تعریف کمیسیون برونت لند (Brount Land ) از توسعه پایدار در سال 1987 حداقل بیش از 80 تعریف ابداع شده است که هریک تفاوتهای ظريفی با دیگری دارد و بر ارزشها ، اولویتها و هدفهای خاصی تاکید می کند. واﮊه كشاورزی پایدار، از دیدگاه افراد مختلف معانی مختلفی دارد؛ که بستگی دارد به حیطه علاقه و سابقه آنها. کشاورزان ، متخصصان محیط زیست ، حافظان منابع طبیعی و ساکنان روستایی همگی علائق و نگرانی های متفاوتی دارند و بنابراین کشاورزی پایدار را به صور مختلفی تعریف می کنند ؛ بنابراين تعریف واحدی برای کشاورزی پایدار وجود ندارد.
 
 
 
شاخص‌های کشاورزی پایدار
 
کمیته توسعه پایدار سازمان ملل با دسته بندی شاخص های توسعه پایدار به گروه های اجتماعی، اقتصادی و حفاظت از محیط زیست، به توضیح شاخص ها در داخل هر گروه پرداخته است که با توجه به شاخص های ذکر شده توسط این کمیته، شاخص های مربوط به توسعه کشاورزی پایدار را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد:
 
الف: ابعاد اجتماعی
 
1- مقابله با فقر
 
2- جمعیت و توسعه پایدار
 
3- پرورش، آموزش و حساسیت بخشی
 
4- حفاظت و حمایت از سلامت مردم
 
5- اشکال پایدار سکونت گاه های انسانی
 
6- انتقال تکنولوژی سازگار با محیط زیست
 
ب: ابعاد اقتصادی
 
1- حفاظت و بهره برداری از آب های شیرین
 
2- بهره برداری پایدار از منابع خاک
 
3- مقابله علیه بیابان زایی و خشکسالی
 
4- توسعه پایدار مناطق کوهستانی
 
5- کشاورزی پایدار و توسعه فضاهای روستایی
 
6- حفظ تنوع ژنتیکی
 
7- رفتار سازگار با محیط زیست در استفاده از بیوتکنولوژی
 
8- نحوه عمل درباره مسئله زباله ها و فاضلاب ها
 
9- استفاده صحیح از مواد شیمیایی و سمی
 
 
 
دلایل استفاده از کشاورزی پایدار
 
امروزه در دنیا با آشکار شدن زیا ن‌های مهلک سموم دفع آفات نباتی و کودهای شیمیایی، مردم جهان از کشاورزی متکی به مواد شیمیایی فاصله گرفته و به کشاورزی زیستی که بر پایه‌ی کودهای زیستی و دفاع طبیعی نباتات در برابر آفت‌هاست، روی آورده‌اند.
 
باتوجه به استقبال جهانی از کشاورزی زیستی، دولت‌های حاکم بر این کشورها نیز همواره درصدد حمایت از این نوع کشاورزی بوده‌اند به‌نحوی‌که سالانه از سوی دولت‌های آمریکا، ژاپن،آلمان و سایر کشورهای اروپایی،که از بزرگترین تولیدکنندگان محصولات زیستی در جهان هستند، سیاست‌های حمایتی درجهت تبدیل کشاورزی بر پایه‌ی مواد شیمیایی به کشاورزی زیستی انجام می‌پذیرد. از جمله این سیاست‌ها، پرداخت یارانه، تخصیص وام‌های بلندمدت، احداث مرکز تحقیقاتی به‌منظور پیشبرد کشاورزی زیستی و بازاریابی است.
 
 
 
نقش کشاورزی پایدار در تولید محصول سالم
 
در سال‌های اخیر با تشدید روند رو به تخریب اکوسیستم‌های طبیعی، ضرورت برنامه ریزی برای پیدایی تعادلی پایدار مورد تاکید قرار گرفته است. به‌عبارت دیگر زیان‌های محیطی و مشکلات ناشی از استفاده‌ی نامعقول از منابع طبیعی و به‌خصوص خاک در اثر عملیات کشاورزی نوین(آلودگی آب، محیط زیست و یا فرسایش خاک) دانشمندان را به فکر چاره اندیشی انداخته و به‌همین دلیل کشاورزی پایدار مطرح شد. کشاورزی پایدار را می‌توان کشاورزی اقتصادی بیان کرد که با حداقل تخریب وآلودگی محیط زیست همراه است به‌نحوی‌که بتواند مواد غذایی و کشاورزی مورد نیاز بشر را تامین کند.
 
بر اساس دیدگاه بیان شده، دوران بهره‌برداری بدون قید و شرط خاک و اتکای محض به تکنولوژی کود و سم پایان یافته و راه برای توسعه‌ی بیوتکنولوژی خاک به‌منظور استفاده از حداکثر کارآیی موجودات خاکزی هموار شده است. با این نگرش به خاک‌ها به‌عنوا ن اکوسیستم‌های طبیعی می‌نگرد و موقعیت و نقش حساس موجودات خاکزی مورد توجه قرار می‌گیرد؛ لازم به توضیح است بررسی‌ها در زمینه‌ی بهره‌گیری ازکارآیی این موجودات در ابعاد وسیع روبه گسترش نهاده است. دلایل اصلی اوج گیری این‌گونه بررسی‌ها را می‌توان در دو مورد خلاصه کرد:
 
الف) بروز مشکلات اقتصادی و زیست محیطی ناشی از مصرف بی رویه‌ی کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات
 
ب) افزایش میزان امراض ناشی از مصرف بیش از حد کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات
 
ج) پیشرفت‌های شگرف در علوم پایه و مهندسی ژنتیک
 
امروزه تولید مواد غذایی در سطح جهانی باید براساس اجرای سیستم کشاورزی پایدار و حفظ محیط زیست پایه گذاری شود و یکی از راه‌های سالم نگه داشتن محیط زیست، کاهش مصرف سموم و کودهای شیمیایی و جایگزینی روش‌های بیولوژیک به‌جای روش‌های شیمیایی در تولیدات کشاورزی زیستی است.
 
 
شرايط کشاورزي پايدار و مشکلات موجود براي دست يافتن به آن
 
کشاورزان معمولاً از توليدات و قابليت توليد زمين هايشان آگاه هستند و خواهان افزايش و نگهداري توليدشان مي باشند. اما به دلايلي نمي توانند قابليت توليد زمين هايشان را ثابت نگه دارند. اين دلايل عبارتند از : وضعيت اقتصادي- اجتماعي کشاورز، قابليت دسترسي به تکنولوژي و انتقال و مقبوليت آن، سياست ها و پشتيباني دولت ها، مشکلات زمين، خاک و آب. سه مورد اول براي رسيدن هر برنامه توسعه اي به ثبات و سلامتي محيط براي کشاورزي، مهم و تعيين کننده است. تعيين کننده هاي فيزيکي که اثرات فراواني بر روي توليد و ثبات دارند عبارتند از : خاک، آب، اتمسفر، مواد شيميايي مثل د.د.ت، علف کش ها و کودها.
 
چالش اصلي براي کشاورزي پايدار در هر يک از اين منطاق کاملاً متفاوت است. در کشاورزي صنعتي اروپا و امريکاي شمالي چالش موردنظر عبارت است از کاهش اساسي نهاده ها و هزينه هاي متغير تا سودآوري در حد فعلي نگه داشته شود، مقداري کاهش در سطح عملکرد با توليد بيش از حد کنوني، که خسارت به محيط زيست را نيز کاهش مي دهد، قابل قبول خواهد بود. در زمين هاي متنوع و پيچيده چالش عبارت است از افزايش عملکرد در هکتار به نحوي که درعين حال خسارتي به منابع طبيعي وارد نشود (5). کشاورزي فقط زماني مي تواند پابرجا بماند که نهاده ها و گروه هاي محلي که به وسيله تحقيقات ترويج و نهاده هاي بيروني توسعه اي توانمندساز حمايت مي شوند. فناوري حفاظت کننده منابع را توسعه دهندو از آن استفاده کنند. براي توسعه کشاورزي پايدار محيط سياستگذاري گسترده نيز بايد توانمند کننده باشد. تحقق کشاورزي پايدار بدون مشارکت کامل و عمل جمعي خانوارهاي کشاورز ممکن نيست. اين موضوع دو دليل دارد، اول اين که هزينه هاي بيروني تخريب منابع اغلب از کشاورزان معمولي به کشاورزاني که از کشاورزي پايدار پيروي مي کنند، منتقل مي شود. دوم اينکه يک مزرعه پايدار واقع در چشم اندازهاي مزارعي که نهاده هاي زيا د مصرف مي کند و منابعشان تخريب مي شود. ممکن است کالايي زيست محيطي توليد کند که به دليل حمايت کشاورزان همسايه تحليل رفته و کم شود. بنابراين، يکي از شرايط لازم براي کشاورزي پايدار انگيزش تعداد زيادي از خانوارهاي کشاورز براي مديريت هماهنگ منابع است. اين امر مديريت آفات و دشمنان طبيعي آنها، مديريت مواد غذايي خاک، کنترل آلودگي سفره هاي ابي و جريانات آب سطحي ، مديريت هماهنگ دام، حفاظت خاک ومنابع آب و مديريت ذخاير بذر را شامل مي شود (2).
 
راهكارهاي توسعه پايدار در بخش كشاورزي
 
1ـ افزايش بهره‌وري عوامل و منابع توليد در بخش كشاورزي با تأكيد بر تجهيز و توسعه منابع انساني.
 
2ـ حفاظت از منابع خاك، احياي اراضي مخروبه كشاورزي و سازماندهي زمين.
 
3ـ بهبود و اصلاح نظام بهره‌برداري در بخش كشاورزي.
 
5 ـ افزايش درآمد و توان اقتصادي توليدكنندگان بخش كشاورزي.
 
4ـ دستيابي به خودكفايي در توليد محصولات اساسي كشاورزي به منظور تأمين امنيت غذايي كشور.
 
6ـ حفظ، احيا و بهره‌برداري بهينه از منابع آب در بخش كشاورزي به منظور پايداري توليدات كشاورزي.
 
7ـ مديريت و مبارزه تلفيقي با آفات و بيماري‌هاي گياهي.
 
8ـ حفاظت و بهره‌برداري پايدار از منابع ژنتيك گياهي‌ و جانوري براي كشاورزي پايدار.
 
9ـ افزايش توان توليد بيولوژيك خاك و ارتقاي تنوع زيستي در عرصه‌هاي كشاورزي.
 
10ـ توسعه و ترويج كشاورزي ارگانيك.
 
 
 
سهم ایران در مقایسه با جهان در کشاورزی پایدار
 
بر اساس گزارش‌های منتشرشده، کشاورزی پایدار در سطح جهان در سال‌های گذشته در اکثر مناطق جهان از جمله کشورهای درحال توسعه به سرعت در حال گسترش بوده و روش‌های اجرایی تولید، نظارت و صدور گواهی به‌طور دائم بهبود یافته و مردم در بسیاری از جوامع به‌ویژه در کشورهای توسعه یافته از مزایای غذای سالم‌تر و با کیفیت بالاتر برخوردار شده‌اند، گفتنی‌ست کشاورزان جوامع روستایی به‌خصوص در کشورهای درحال توسعه از سود مناسب و ارزش صادراتی این محصولات بهره‌مند شده‌اند.
 
طی نتایج بررسی‌ها و جستجوهای صورت گرفته از منابع اینترنتی اطلاعات دقیقی از تولید محصولات پایدار ایران وجود ندارد این درحالی‌ست که کشور ما دارای پتانسیل بسیار بالایی در این‌باره است.
 
شرایط اقلیمی خشک و نیمه خشک کشور ما برای کشاورزی زیستی مساعد است به دلیل اینکه تاثیر نهادهای مورد مصرف در کشاورزی مدرن (به ویژه کود و سم) در این اراضی کمتر است و همچنین مصرف کودهای آلی در این زمینها باعث افزایش سریع حاصلخیزی خاک و نفوذپذیری آن نسبت به آب می شود. برای پایه گذاری سیستم کشاورزی زیستی در کشور همزمان باتوسعه تولید این محصولات در مورد ایجاد زمینه های عرضه مطمئن در شبکه توزیع نیز باید برنامه ریزی لازم صورت گیرد زیرا اقتصادی کردن کشاورزی زیستی برای توسعه وگسترش آن ضروری است.
 
با آموزش صحیح تولیدکنندگان و مصرف کنندگان و آگاه کردن آنها از خطرات باقیمانده‌ی سموم آفت‌کش‌ها برروی سلامتی و معرفی محصولات ارگانیک به‌عنوان مواد غذایی عاری ازباقیمانده‌ی آفت‌کش‌ها و مواد شیمیایی، طعم خوب، محتوای ویتامین و ماده‌ی خشک بیشتری که این محصولات نسبت به محصولات معمولی دارا هستند می توان این محصولات را در الگو و سبد غذایی اکثر مردم جای داد و ایمنی و سلامت جامعه را تضمین کرد.
 
کشاورزی زیستی از روش های بسیارقدیمی کشاروزی است که بشر در طول قرنهای گذشته باآن آشنا بوده ولی رشد سریع جمعیت افزایش فرهنگ مصرف و عدم تعادل بین تولید و مصرف باعث شد که کشاورزی صنعتی جایگزین کشاورزی سنتی شود. رشد و توسعه علم و فناوریهای نوین نظیر تولید ارقام پرمحصول استفاده از کودهای شیمیایی وسموم، مهندسی ژنتیک وبیوتکنولوژی در سه دهه اخیر انقلاب بزرگی را در امر افزایش تولیدات کشاورزی به وجود آورده است به موازات افزایش تولیدات کشاورزی و حل مشکل کمبود غذا در بسیاری از کشورها توسعه یافته و در حال توسعه مشکلات جدیدی در عرصه اکوسیستم های کشاورزی به وجود آورد که آلودگی منابع آب ، خاک، غذا وبه هم خوردن تعادل بیولوژیکی موجود اکوسیستم ها ، بروز آفات و بیماریهای جدید ، کاهش کیفیت مواد غذایی مهمترین آنها است .امروزه بحث حفظ محیط زیست ، ایمنی وبهداشت غذایی یکی از چالش های مهم بشر می باشد و تولید محصولات کشاورزی زیستی یکی از راهبردهای جدید آن می باشد.
 
امروزه کشاورزی زیستی به سرعت در حال رشد است و براساس آمار موجود در سال 2004در سطح جهان حدود 24میلیون هکتار از اراضی تحت مدیریت کشاورزی زیستی قرارگرفته که نسبت به سال 1999 افزایش چشمگیری داشته است استرالیا باده میلیون هکتار (41درصد) بیشترین و زیمباده با 40 هکتار (16/0درصد) کمترین و ایران با وجود داشتن برخی اراضی عاری از کود وسم سهم صفر درصدی را بخود اختصاص داده است. درحال حاضر بسیاری از کشورها به ویژه کشورهای اروپایی توسعه کشاورزی زیستی را (تاحدود 20درصد محصولات کشاورزی) در برنامه اجرایی خود قرار داده اند و در آینده نه چندان دور مهمترین و اصلی ترین مشخصه حضوردر بازارهای جهانی به ویژه برای محصولات باغی عرضه محصولات عاری از ترکیبات شیمیایی خواهد بود.
 
باتوجه به اینکه 2/1درصد اراضی کشاورزی جهان در ایران قرار دارد و فقط حدود 3/0 درصد سموم مصرفی جهان در ایران مصرف می شود در وضعیت بهتری نسبت به میانگین جهان قرار دارد براساس آمار سال 1380 در ایران بیش از 239 هزار هکتار از مزارع و باغات از سم و کود استفاده نشده و در بیش از 808هزار هکتار نیز از سموم استفاده نشده که این میزان در خراسان 77537 هکتار بدون استفاده از کود و سم و 45766 هکتار بدون استفاده از سم کشت گردیده است.
 
 

نوشته شده در 05/12/1395 پنجشنبه ساعت 23:43:17 توسط samira


بازگشت به صفحه ژنتیک و اصلاح نباتات


امتیاز شما به این مطلب

در کادر زیر نظر خود را درج نمایید




 refresh
کد امنیتی را وارد نمایید